تبليغاتX
روان شـناســـــی
روان شـناســـــی
 
نوشته شده در تاريخ جمعه پانزدهم خرداد 1388 توسط سمانه |

 

کنفوسيوس : به جای آنکه به تاريکی لعنت بفرستيد يک شمع روشن کنيد.  

ونيس لومباردي : بردن همه چيزنيست اما تلاش براي بردن چرا...  

مثل آلمانی : افتادن در گل و لای ننگ نیست، ننگ در اين است که آنجا بمانی .

فلوبر : خوشبختی ، يعنی هماهنگی با حوادث روزگار .

سارنف : داشتن پشتکار ، تفاوت ظريف بين شکست و کاميابی است.

لاوسن : وقتی آنچه داريم می بخشيم، آنچه نيازمند آنيم دريافت خواهيم کرد.

ارسطو : عاقل آنچه را که می داند ، نمی گويد ولی آنچه را که می گويد ، می داند. 

ابوالعلا : بايد از بدی کردن بيشتر بترسيم تا بدی ديدن.

منتسکيو : انسان همچون رودخانه است ، هرچه عميقتر باشد آرام تر و متواضع تر است .  

پرمودا  باترا : مشکلات خود را بر ماسه ها بنويسيد و موفقيت هايتان را بر سنگ مرمر .  

اپيکور : کسی که از هيچ چيز کوچکی خوشحال نمی شود ، هيچگاه خوشبخت نخواهد شد.

 

بــــــه خاطر بسپار امروز همان فردایی است که دیــــروز نگــــران آن بودی...دیروز تاریخ فـردا معما و امروز زندگی است.

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 توسط سمانه |
 
1 - اگر در خانواده پدري و زندگي مجردي خود ، مسئوليت كاري را به عهده نمي گيريد يا در مسئوليت محوله تعلل مي ورزيد. ( تنبلي و بي مسئوليتي)
 
2 – اگر با پدر، مادر، برادر و خواهر خود (‌كه به نظر شما غير منطقي بوده يا اخلاق دلخواه شما را ندارند) ارتباط سازنده و راضي كننده نداريد و نتوانسته ايد تعامل قابل قبولي ايجاد نمائيد. (عدم تعامل و ارتباط اجتماعي صحيح با ديگران)
 
3 – اگر در زندگي ، مرتب شغل خود را عوض كرده ايد، با دوستان زيادي به خاطر مشكلاتي قطع رابطه نموده ايد، رشته تحصيلي خود را تغيير داده  يا ترك تحصيل كرده ايد، علائق خود را نيمه كاره رها كرده ايد و ثبات فكري ، احساسي و رفتاري نداريد( عدم ثبات فكري، احساسي و رفتاري)
 
4 – اگر تصور مي كنيد ؛ افكار ، احساس و رفتار همسرتان را در آينده به دلخواه خود تغيير مي دهيد. (خطاي شناختي)
 
5 – اگر به دنبال همسر مناسبي هستيد به نحوي كه در زندگي مشتركتان در آينده با هيچ گونه مشكلي مواجه نشويد. (خطاي شناختي)
 
6 – اگر در پي كسب لذت و علائق خود ، كارها و مسئوليت هايتان بر دوش ديگران قرار مي گيرد. (اصالت لذت، و عدم مسئوليت پذيري)
 
7 – اگر فقط منطق و طرز نگرش خويش را قبول داريد و در برابر ديگران حالت دفاعي يا حالت تهاجمي مي گيريد و قادر به درك افكار ، احساس و رفتار ديگران نيستيد. (واكنش دفاعي و خود ميان بيني)
 
8 – اگر نقاط ضعف و نقاط قوت خود را به صورت شفاف نمي بينيد. (عدم خودآگاهي)
 
9 – اگر تا كنون با نظرات، انتقادات و پيشنهادات ديگران، تغييري در رفتار هاي شما ايجاد نشده است. (عدم مديريت خود يا خود مديريتي)
 
10 – اگر مسائل كاري شما مانع ارتباط دوستانه ، و ارتباط دوستان شما مانع ارتباط صميمي در خانواده ( خانواده پدري) مي شود يا مسائل و مشكلات شخصي شما در تمام حوزه هاي زندگيتان تاثير مي گذارد و در هم تنيده مي گردد. (مشكل در تقسيم وظايف و تعارض نقش ها)
 
11 – اگر به هيچ وجه قادر به تغيير برنامه هاي از قبل طراحي شده خود نيستيد( حتي اگر شرايط تغيير كند) و بسيار متعصب ، خشك و غير قابل انعطاف هستيد. (‌عدم انعطاف پذيري لازم)
 
12 – اگر قادر به درك احساسات ، رفتار و افكار خانواده ، دوستان و همكارانتان(كه متفاوت از شما عمل مي كنند)، نمي باشيد. (عدم اگاهي اجتماعي)
 
13 – اگر بيشتر به جاي گوش كردن ، صحبت مي كنيد و بيشتر از آنكه سعي كنيد ديگران را بفهميد ، سعي داريد كه ديگران شما را درك كنند. (عدم مديريت رابطه)
 
14 – اگر بسيار هيجان طلب هستيد و صرفاً ، هيجانات شما را به سويي مي كشاند و قادر به تعويق انداختن خواسته هايتان نيستيد. (خود يا اگو ضعيف ، هوش هيجاني پائين)
 
15 – اگر براي رفتار ، احساس و گفتار خود روش و برنامه اي نداريد و منفعلانه و واكنشي نسبت به ديگران عكس العمل نشان مي دهيد.( رفتار بي تعقل يا انعكاسي، مشكل در شيوه حل مسئله)
 
16 – اگر عادت داريد به جاي حل مشكلات از آنها فرار كنيد يا اجتناب بورزيد يا واكنش شما به مسائل بي تفاوتي هست. (پاسخ اجتنابي به رويدادها)
 
17- اگر در آينه نگاه ديگران، شما فردي غرغرو ، سرزنش گر، وابسته، احساساتي، بدبين، گوشه گير، پرخاشگر، دمدمي مزاج، خودخواه، گوشت تلخ، غمگين يا تكانشي ( كسي كه يكباره بدون مقدمه و از روي احساس دست به عملي مي زند و پيامدهاي آن را نمي سنجد) به نظر مي آئيد. (اختلال شخصيت)
 
18 – اگر فكر مي كنيد، از ميان چند ميليارد ساكنين كره زمين ، فقط و فقط يك شخص مناسب شماست و ارزش ازدواج دارد و در غير اين صورت زندگي شما بي معنا شده و بايد بميريد يا تا آخر عمر مجرد بمانيد.( خطاي شناختي ، عدم كنترل احساس ، هوش هيجاني ضعيف)
 
19 – اگر بدون اينكه خود را دقيقاً‌ ارزيابي كنيد و بشناسيد ،‌دنبال همسر مناسب مي گرديد. (‌عدم شناخت خود)
 
20 – اگر وضعيت فعلي اتان راضي كننده نيست و براي رهايي و فرار از موقعيت ، اقدام به ازدواج مي كنيد. (مشكل در شيوه حل مسئله)
 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه یازدهم خرداد 1388 توسط سمانه |
 
1 – شوهرهایی که تعصب بی جا را با غیرت اشتباه گرفته اند.
 
خانمش را چون یکی شی می پندارد. به نام دوستی و عشق، او را  با توهمات خود زندانی کرده و قوانین ممنوعیت را برای همسر خود وضع می کند. مثلا: جواب دادن به تلفن ممنوع؛ رفتن به خانه پدر و مادر ممنوع؛ سرزدن به دوستان ممنوع؛ درس خواندن و دانشگاه رفتن ممنوع؛ داشتن شغل ممنوع؛ اردو و مسافرت ممنوع؛ استفاده از رایانه و اینترنت ممنوع؛ خندیدن با صدای بلند در محيط خانواده و محارم ممنوع؛ تعریف و توضیح در مورد آقایان ممنوع؛ رفتن کنار پنجره ممنوع؛ نامه نوشتن ممنوع؛ بیرون رفتن از منزل ممنوع .
 
2 – شوهرهای سلطه جو، زورگو و کنترل کننده!
 
 چنین شوهرانی حق انتخاب را به کلی از همسرشان می گیرند و این حق انتخاب را فقط برای خود به رسمیت می شناسند. از تصمیم های مهم و کلی تا جزئی ترین مسائل باید زیر نظر آنها و به فرمان آنها باشد. به عنوان مثال بعضی از اعمال و مستبدانه این آقایان عبارتست از: تصمیم در انتخاب محل زندگی به تنهایی؛ تصمیم گیری در مورد فرزند داشتن؛ تصمیم در مورد رفت و آمد و میهمانی رفتن، تصمیم در ارتباط یا  قطع رابطه با بعضی از فامیل یا دوستان از روی دل خودشون؛ تصمیم گیری در مورد شغل خانم، تصمیم گیری در مورد رشته تحصیلی و محل تحصیل همسرشان بدون توجه به نظر او؛ انتخاب رنگ پرده ؛ انتخاب نوع مبل؛ انتخاب رنگ و نوع فرش؛ انتخاب ظروف و لوازم منزل، در اختیار گرفتن و  به نام زدن سند شش دانگ ریموت تلویزیون و ویدئو، انتخاب و تماشای برنامه های دلپسند خود از تلویزیون بدون توجه به خانواده و همسرشان؛ انتخاب نوع و رنگ لباس داخل منزل خانمشان؛ دستور به خانمشان در مورد چگونه فکر کردن، چگونه حرف زدن، چگونه احساس کردن و چگونه رفتار کردن. ( خانواده سخت گیر در تربیت)
 
3 – شوهران بی مسئولیت!
 
این شوهران فراموش کرده اند که مراحل نوزادی، نوباوگی، کودکی و نوجوانی را پشت سر گذاشته و فرد بالغی شده اند و ازدواج کرده اند. خانواده تشکیل داده اند و صاحب فرزند شده اند. لذا در تصمیم گیری ، اجرا، و پاسخگویی نسبت به وظایف و مسئولیت های منزل خود را عقب کشیده اند و چون حبابی خود را رها کرده اند. هنوز در پی لذت طلبی انفرادی خود هستند. اینها برنامه ها و دل مشغولی های خود را بدون توجه به خانواده و همسرشان دنبال می کنند. بدون توجه به به مسئولیت هایی که باید بپذیرند و نیازهایی که خانواده به آنها دارد، به دنبال پارتی ها، تفریحات، مسافرتها، کوهنوردی، فوتبال، استراحت، خواب، تلویزیون و فیلم و سینما، موسیقی و دوستان و کارهای انفرادی مربوط به خود هستند. آنها همیشه چون میهمانی بر سر سفره آمده منزلشان اگر وقت کنند حضور می یابند و رنجهایشان را به خانواده می ریزند و لذتهایشان را بیرون از خانواده تقسیم می کنند. این افراد گاهی تصور می کنند با دادن پول زیاد به خانواده می توانند، آنها را رها کنند. با یک پلی استشن ، با یک رایانه و اینترنت و ...، سعی می کنند همسر و فرزندان خود را به خودشان وابگذارند. و نسبت به مسئولیت در قبال همسر و تربیت فرزندان شانه خالی می کنند. (خانواده سهل گیر در تربیت)
 
4 – شوهران بی احساس و سخت کوش:
 
برای این شوهران زندگی یعنی کار، کار یعنی زندگی و اینها همه یعنی پول. این شوهران خلاء وجودی خود را فقط با پول و کار پر می کنند. به بهانه های مختلف مثل داشتن اقساط، تعویض منزل یا خودرو، فراهم آوردن رفاه ، تامین آینده زندگی، مسئولیت کاری ، و ...، اکثر اوقات خود را از صبح تا آخر شب و حتی تعطیلات، به دنبال کار و اضافه کاری و تجارت و مدیریت و ... هستند. گاهی بهانه های انسان دوستانه و خدمت به خلق را پیش می کشند و گاهی تعهدات کاری را دستاویز قرار می دهند. اینها از منزل ، همسر و فرزندان خود، ابتدا به صورت فیزیکی دور می شوند و کم کم از نظر احساسی و عاطفی و ذهنی فاصله می گیرند. این آقایان به همه مردم خدمت می رسانند و با آنها هستند به غیر از همسر و خانواده.
مردان دیگری را نیز می توان در این طبقه قرار داد. آنهایی که شاید این همه مشغله نداشته یا از محیط خانواده دور نیستند، ولی از نظر عاطفی ، احساسی و ذهنی فاصله زیادی از جو خانواده پیدا کرده اند. آنها هم احساسی ، همدلی ، همدردی با همسر را نیاموخته اند. حرف زدن برای آنها سخت تر از بلند کردن خودرو  توسط قویترین مردان است. برای پاسخ یک کلمه ای به یک سئوال ، خانمشان باید کلی به به آنها التماس کند، وقتی آنها یک جمله 3 کلمه ای به زبان می آورند، همسر آنها، به شدت ذوق زده شده و  آن روز را همه سال جشن می گیرند و سالگرد زبان گشایی آقا را غنیمت می شمارند.
اگر خانمشان با آنها صحت کند، در حال دیدن تلویزیون هستند، یا در حال تعمیر وسایل منزل می باشند، و حتی زحمت تغییر جهت نگاهشان را به طرف خانمشان ، نمی کشند. گوش شنیدن ندارند، و این کار هم برای آنها مثل شکافتن اتم و آزاد سازی انرژی هسته ای هست. ولی متاسفانه این انرژی آزاد کردن را حق خود نمی دانند تا این اتم را بشکافند و گوش شنوا برای حرفها و احساسات خانمشان داشته باشند.
این مردان مهارت های گوش دادن، مهارتهای ارتباطی، مهارتهای هم حسی یاد نگرفته اند یا تمرین نکرده اند و یا انگیزه ای برای انجامش ندارند.
برای این آقایان، سخن محبت آمیز و عاشقانه، نوازش محبوبانه و نگاه دلبرانه به خانمشان، افسانه ای خیالی و بی فایده است. همسر این آقایان با حسرت به زوجهایی که در پارکی نشسته اند و در گوش هم نجوا می کنند می نگرند.
یک تلفن از محل کار به خانم، یک دسته گل، یک نامه عاشقانه ، یک نوازش ، و یک همدلی و هم حسی به گاه نگرانی و بیماری؛  از آرزوهای هرگز برآورده نشده ، خانم این دسته از آقایان است.
 
5 – شوهران وابسته و غیر مستقل!
 
این آقایان به علت اینکه از بچگی تحت چتر حمایتی شدید پدر و مادر خود قرار داشته اند و همیشه والدینشان برای آنها تصمیم گرفته اند، وابسته ، ترسو و دمدمی مزاج و بچه صفت تربیت شده اند. آنها همین طور که بزرگ شده اند به جای اینکه روز به روز مستقل تر شوند، روز به روز وابسته تر شده اند. هنگام ازدواج نیز نمی خواهند در این وضعیت تغییری ایجاد کنند. هنوز هم دستورات و تصمیم گیری های مهم زندگی زناشویی را از والدین خود اخذ می کنند. معمولا پدر و مادر این آقایان سخت گیر و مقرراتی هستند و شاید کمک مالی زیادی هم به زندگی اینها کرده باشند. مرزهای خانواده توسط این شوهران گسسته شده و مسائل محرمانه و خصوصی خانواده به راحتی به بیرون از خانواده منتقل می شود و افراد دیگر هم به خود اجازه می دهند در مسائل خانوادگی اینگونه شوهران دخالت کنند.
 
6 – شوهران کمالگرا و خسیس:
 
این آقایان شخصیت وسواسی دارند. معیارهای نانوشته ای در ذهن خود ترسیم می کنند و آن را وحی منزل و تخلف ناپذیر تصور می کنند. به جزئیات زندگی زیاد کار دارند و گیر می دهند. برای هر چیز کوچکی در خانواده نظر می دهند. همیشه ترس از آینده دارند، اعتماد به نفس پائین ، و ایده آلی خواهی از مشخصات دیگر اینهاست. با خسیس بودن و پس انداز افراطی سعی در آرامش خاطر خود دارند. همواره امروز را فدای فردا می کنند. و فردای آنها که باعث نگرانیشان بود، هرگز نمی آید. حسرت تفریح ، مسافرت ، لباس نو، میهمانی را به سادگی و با بهانه های مختلف، بر دل زن و بچه خود می گذارند. توقع زیادی از همسرشان دارند ، انتظار بی عیب و نقص بودن خانم خود را داشته و نقاط مثبت همسرشان را نمی بینند.
 
 
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم خرداد 1388 توسط سمانه |
 
در روانشناسي پديده اي بنام زايگارنيك داريم كه به زبان ساده  توضيح آن بدين صورت است:
ذهن ما عادت دارد كه هر مسئله اي برايش روشن باشد لذا هنگاميكه به يك مسئله مبهم يا حل نشده برخورد كند تا زمانيكه به پاسخ قانع كننده اي نرسد مرتب به دنبال پاسخ مي گردد و روي اين مسئله تمام انرژي خود را مي  گذارد.
تصور كنيد دنبال كار مهمي هستيد ،مثلا مراسم ازدواج شما هست و شما سرگرم سامان دادن به برنامه ها و پذيرايي از ميهمانان هستيد. ميان ميهمانان ، فردي بسيار برايتان آشناست ولي به ياد نمي آوريد او را كجا ديده ايد. رها مي كنيد و به دنبال پذيرائي و هيجانهاي مخصوص مراسم خودتان مي رويد ،ولي اين ذهن شما انرژي شما را در جهت شناختن آن ميهمان به كار مي گيرد هنگامي هم كه كنار عروس (يا داماد ) نشسته ايد و غرق در خيالات فرحبخش خودتان هستيد ناگهان مثل اينكه گنجي يافته ايد برقي در چشمانتان مي درخشد كه نشان مي دهد كه فرد مذكور را به خاطر آورده ايد. او همان قصاب محل قبلي شما بوده است كه از قضاء يكي از اقوام عروس ( يا داماد )نيز هست.
مثال ديگر همان اقدام ارشميدس هنگام يافتن جرم حجمي هست. او هنگام كشف اين مسئله در حمام بود ولي به مجرد اينكه جواب را يافت از شوق يافتن جواب ، برهنه از حمام بيرون دويد و فرياد زد يافتم يافتم .(يعني حتي در حمام هم ،ذهن ارشميدس در حال خرج انرژي جهت حل مسئله جرم حجمي بود )اين مسئله در مكتب گشتالت  (يكي از مكاتب روانسناسي ) به فسلفه آها معروف است.
حالا كه با مثالهاي بالا مسئله روشن شد . مي خواهيم بگوئيم ما نبايد براي ذهن از عمد و  مرتبا   ابهام آفريني كنيم  تا ذهن انرژي ما را خرج آنها كند. چون ما به ذهن و انرژي آن نيازهاي ضروري بيشتري داريم و بايد صرفه جويي كنيم. هنگاميكه با ديگران برخورد مي كنيم نبايد از جملات دو پهلو و گنگ استفاده كنيم. تا افراد  مجبور به اشغال كردن ذهنشان با آنها شوند. فرهنگ ما به خاطر ملاحظاتي،  از اين برخوردها و صحبت ها زياد دارد. در اينجا  چند نمونه  از سخان مبهم  و رازآلود را بيان مي كنم ،خودتان هزاران نمونه را خواهيد يافت :
 
- تعارفات:
 
 ( وقتيكه تعارفات زياد مي شود ذهن در پي جواب اينست كه فلاني واقعا تعارف كرده است يا فقط به خاطر احترام حرفي را زده است. = تعارف اومد و نيامد دارد )
 
- جملات ناكامل مثل :
 
  مي خواستم يه چيزي بهت بگم ولي پيشمان شدم ....
  آدم مثل تو نديدم يه جوري هستي .....حالا بگذريم يا جمله معروف حالا .....
 صلاح نيست شما اينجا باشي ( از گفتن دليل خودداري كردن  )
 
- امر و نهي هاي بدون دليل مثل :
 
سانسورها در مكتوبات ،گفتار ها و ... (كه موجب مي شود اذهان بيشتر انرژي صرف كرده و قسمت ها حذف شده را بازسازي كنتد)
 
ارتباط دختر و پسر
 
شايد بتوان بحث  روابط دختر و پسر ، يا گفتگو در مورد جنس مخالف را نيز به اين مسئله ربط داد. به اين معنا كه يكي از مسائلي كه بيشترين انرژي ذهن جوانان ما را به خود اختصاص مي دهد  بحث در مورد جنس مخالف ،عشق و ... مي باشد كه نمونه هاي آن را به وفور مي توان ديد. از آنجا كه در جامعه ما اين مسائل تابو بوده  و مورد سانسور رسمي رسانه هاست ،همچنين آزاد نبودن روابط دختر و پسر از يكسو و باز نبودن راه ازدواج از سوي ديگر  موجب شده است پسران و دختران نسبت به هم ابهام و رازآلود بودن بيشتري را حس كنند لذا ذهنشان به يكديگر مشغول است و اين روي كار ،هنر ، زندگي و حتي تحصيلشان اثر كرده و انرژي آنها را به تاراج مي برد عشق هاي ليلي و مجنوني كه در فرهنگ ما زبانزد است شاهد اين مدعاست . لذا هر شيوه سالم و صحيحي  كه ابهام نسبت به جنس مخالف را از بين ببرد،كمك مي كند كه انرژي هاي رواني و ذهني جوانان ما در جهت هاي سازنده  ، بيشتر به جريان بيفتد و آنها را بسوي شخصيت سالم و متعادل  سوق دهد.
 
(در اينجا مراد ما ، چگونگي ارتباط دختر و پسر و مسائل شرعي آن نيست ،همچنين در جهت تائيد يا رد ارتباط  آنها نيستيم ،بلكه يكي از مسائل روانشناختي كه بر آن بار شده است را توضيح داده ايم تا ترتيبي اتخاذ شود که به وسیله آن ،راه صحيح شناختن براي طرفين نسبت به هم فراهم گردد بدون آنكه انرژيهايش به هدر رود .)
 
خلاصه :
 
 سعي كنيم بصورت شفاف با يكديگر و بدون رودربايستي صحبت كنيم تا طبق پديده زايگارنيك، انرژي هاي ما خرج ابهام زدائي ها نشود . تعارفات را حذف كنيم . و رفتارمان را پيچيده  و گنگ نشان ندهيم . سئوالات ديگران را به وضوح جواب دهيم . كانال سالم شناسایی بين دختران و پسران جهت ازدواج فراهم گردد تا ضمن بالا رفتن شناختهايشان نسبت به هم،  از به هدر رفتن انرژي هايشان به صورت افراطي در اين زمينه جلوگيري  گردد .
 
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفتم خرداد 1388 توسط سمانه |
 
آيا شما فرد کمال گرايی هستيد؟؟؟
آيا شما همواره فکر می کنيد آن کسی که می خواهيم باشيد نيستيد؟
آيا احساس مي كنيم كارهايي كه به اتمام رسانده ايم به اندازه كافي خوب نيستند؟
آيا نوشتن مقالات و طرحها را با اهداف انجام دقيق آنها به تعويق مي اندازيم ؟
آيا احساس مي كنيم كارها را بايد صد در صد درست انجام دهيم و در غير اين صورت فردي متوسط و يا حتي بازنده هستيم؟
اگر چنين باشد در آن صورت ما به جاي حركت در مسير موفقيت سعي در كامل بودن داريم.
 
كمال گرايي:
به افكار و رفتار هاي خود تخريب گرانه اي اشاره مي كند كه هدف آنها رسیدن به اهداف به شدت افراطي و غير واقع گرايانه است. در جامعه امروزي ‍ به اشتباه كمال گرايي چيزي مطلوب و حتي لازم براي موفقيت در نظر گرفته مي شود.
به هرحال مطالعات اخير نشان مي دهند نگرش كمال گرايانه موجب اخلال در موفقيت مي شود. آرزوي كامل بودن ‍ ، هم احساس رضايت از خودمان را از ما مي گيرد و هم ما را به اندازه ساير مردم ( كساني كه اهداف واقع گرايانه دارند ) ، در معرض ناكامي قرار مي دهد.
 
علل كمال گرايي :
اگر ما فردي كمال گرا باشيم ،‌احتمالا در كودكي ياد گرفته ايم ديگران با توجه به ميزان كارآييمان در انجام كارها به ما بها مي دهند در نتيجه آموخته ايم در صورتي ارزشمنديم كه مورد قبول ديگران واقع شويم ( فقط بر پايه ميزان پذيرش ديگران به خود بها مي دهيم ) ،‌ بنا بر اين عزت نفس ما ، بر اساس معيارهاي خارجي پايه ريزي شده است . اين امر مي تواند ما را نسبت به نقطه نظرها و انتقادات ديگران ، آسيب پذير و به شدت حساس سازد. در نتيجه تلاش براي حمايت از خودمان و رهايي از اينگونه انتقادات ، سبب مي گردد كامل بودن را تنها راه دفاع از خود بدانيم . بعضي از احساسات ‍، افكار و باورهاي منفي ذيل ،‌احتمالا با كمال گرايي مرتبط هستند:
 
ترس از بازنده بودن:
افراد كمال گرا ،‌غالبا شكست در رسيدن به هدف هايشان را با از دست دادن ارزش و بهاي شخصي مساوي مي دانند.
 
ترس از اشتباه كردن :
افراد كمال گرا ،‌غالبا اشتباه را مساوي با شكست مي دانند . موضع آنها در زندگي ،‌حول و حوش اجتناب از اشتباه است . كمال گراها فرصت هاي يادگيري و ارتقاء را از دست مي دهند.
 
ترس از نارضايتي :
افراد كمال گرا ،‌ در صورتي كه ديگران شاهد نقايص يا معايب كارشان باشند ،  غالبا به دليل ترس از عدم پذيرش از سوي آنان ،  دچار وحشت مي گردند. تلاش براي كامل بودن در واقع روشي جهت حمايت گرفتن از ديگران به جاي انتقاد ، طرد شدن يا نارضايتي مي باشد.
 
همه يا هيچ پنداري :
افراد کمال گرا، بندرت بر اين باورند كه در صورت به پايان رسانيدن يك كار بطور متوسط ، هنوز با ارزش هستند. افراد كمال گرا در ديدن دورنماي موقعيت ها دچار مشكل هستند. براي  مثال ،‌ دانش آموزي كه هميشه نمره (A) داشته ، در صورت گرفتن نمره  (‌ B ) بر اين باور است كه - كه من يك بازنده كامل هستم.
 
تاكيد بسيار بر روي بايدها :
زندگي كمال گرا غالبا بر اساس ليست پايان ناپذيري از بايدها بنا شده است كه با قوانين خشكي براي هدايت زندگي آنها به خدمت گرفته مي شود . افراد كمال گرا با داشتن چنين تاكيدهايي بر روي بايد ها بندرت بر روي خواسته ها و آرزوهاي خود حساب مي كنند.
 
اعتقاد داشتن به اين امر كه ديگران به آساني به موفقيت مي رسند:
افراد كمال گرا مشاهدات خود را به گونه اي جمع آوري مي كنند كه بگويند افراد ديگر با كمترين تلاش ، خطاهاي كم ، استرس هاي عاطفي كمتر و بالاترين اعتماد به نفس به موفقيت دست مي يابند . در عين حال افراد كمال گرا كوششهاي خود را پايان نا پذير و ناكافي تلقي مي كنند.
 
 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم خرداد 1388 توسط سمانه |

 

آیا می دانی تو بی همتاترین فرد هستی ؟

بله تو را می گویم ، فقط اثر انگشت تو نیست که با تمامی انسانها متفاوت است.

جلوی آینه خود را بنگر ، چشمان زیبایت نیز منحصر به فرد هستند ، چهره ات یکتاترین چهره است و اگر سالهای سال در جهان بگردی ، چهره ای چون خود را نخواهی یافت، به موهایت ، به دستانت ، به پاهایت ، به همه جسم خود بنگر ، آیا یکتایی آن را نمی بینی. و من خوشحالم که فردی یکتا چون تو خواننده مطالب من هستی.

تو نه فقط در جسم منحصر به فردی که در روح و روان نیز چنینی.

تو حاصل رشد قویترین اسپرم در میان حدود120 میلیون اسپرم هستی که توانست در این مسابقه بزرگ مقام اول را  در رسیدن به تخمک کسب کند و حاوی میلیاردها  ژن خاصی هستی  که صرفا کمپلکس پیچیده تو را هدایت می کند و توانائی های بالقوه و منحصر به فردی هست که وجودت از آن بهره می جوید. پس سرمایه ای که تا با خود به این جهان آورده ای نیز منحصر به فرد است.

 تو از پدر و مادری متفاوت از والدین دیگر زاده شدی ، با خواهر و برادر و فامیل خاصی خویش و قوم شدی، در مدرسه با معلم و همکلاسیهای خاصی قرین گشتی. و شخصیت تو در تعامل با میلیون ها تعامل خاص و با افراد خاصی شکل گرفت که باز هم تو را منحصر به فرد کرد.

پس اکنون تو یگانه ای در آنچه بصورت ژنتیک یا فطری آورده ای و همچنین یگانه ای در جسمت ، و یگانه هستی در تعاملاتت با محیط و اکنون نیز تو یگانه ترین انسانی در نوع نگرش ، تفکر و اراده ای که می کنی.

پس من چه به تو بگویم که برایت مفید باشد.

تو که منحصر به فردی باید منحصر به فرد عمل کنی. رمان زندگیت را نمی دانم. تا بگویم که  فصل دیگرش را چگونه بنویس تا قشنگ تر شود.

نگرانی هایت ، شادیهایت ، عشقت ، غمهایت ، ضعف هایت ، قوت هایت ، توانایی هایت هم،  مثل سایر اجزاء وجودت منحصر به فردند . پس تو نخواهی توانست که  خود را با کسی مقایسه کنی ، چون تو فقط توئی و همتا نداری.

تو رمان زندگی خود را نوشته ای و باز هم می نویسی.

نوزادی و کودکیت را با تعاملات و قابلیت ها و اراده ات طی کرده ای و فصل های آن را نگاشته ای. دیگر چه فصل هایی را نوشته ای و چگونه نوشته ای.

آیا فصل جوانی را نیز تمام کرده ای، برای حال چه تصمیمی داری. تو نمی توانی رمانهای دیگری را کپی کنی ، چون تو تنهاترین و یکتاترین انسانی هست که من می شناسم. با همه تفاوت ها که ذکر کردم.

اکنون که فصل حاضر رمان زندگیت را می نویسی، تصمیم بگیر که چگونه این فصل را به اتمام برسانی.

آیا این فصل از رمانت ،  تراژدی  و غمگین است؟  نقش اول این رمان تویی ، در این رمان و در این فیلم تو چگونه نقش ایفاء می کنی ، آیا فردی منفعل و خسته و بی هدف و بی انرژی هستی .

چنین رمانی را چه کسی می پسندد . آیا خودت نیز که این فیلمنامه را می خوانی ، مجذوب می شوی.

یا نه ...  .

نقش اول این فیلم تویی ، تو بهترین هنرپیشه و کارگردان و فیلمنامه نویس و منحصر به فرد هم هستی.

برای خودت بنویس که : چه می کنی و چه خواهی کرد...

بگو که :

من این کار را می کنم که ...

اگر دیگران این کار را انجام دهند ...

من این کار را انجام می دهم ...

و اگر...

رمان خود را پیشاپیش ، قبل از اینکه دیگران بنویسند خودت بنویس.

 تو می توانی با مشاوری نیز در باره نوشتن رمان زندگیت مشاوره کنی و از تجارب رمان نویسان موفق زندگی را نیز استفاده کنی . ولی به هر حال آخرالامر خودت هستی که رمانت را انشاء می کنی.

 خوشحال می شوم بدانم تو  رمان خودت را چگونه نوشته ای ، چگونه می نویسی و چگونه خواهی نوشت.

به من بگو...

درباره وبلاگ


آخرين مطالب
آرشيو
پيوند ها
Blog Skin